
آرمیلاریا، گانودرما، پوسیدگی ذغالی و گموز طوقه درخت را از ریشه و ته تنه تهدید میکنند. قارچ پای درخت هشدار است؛ پوسیدگی پیشرفتهٔ ته تنه با سم درمان نمیشود.
بسیاری از خشکیدگیهای ناگهانی درخت در باغ و خیابان، آفت برگ نیستند؛ پوسیدگی قارچی ریشه، طوقه یا ته تنه هستند که ماهها زیر خاک پیش رفتهاند. در ایران چهار گروه بیش از بقیه به درخت آسیب جدی میزنند: آرمیلاریا یا پوسیدگی ریشهٔ عسلی، گانودرما و پوسیدگی ته تنه، پوسیدگی ذغالی با عامل ماکروفومینا روی پسته و برخی میوهها، و پوسیدگی طوقهٔ فایتوفتورا که باغدار آن را گموز میشناسد. دیدن کلاهک قارچ پای درخت همیشه تشخیص قطعی گونه نیست، اما تقریباً همیشه یعنی بافت چوب از داخل در حال از دست رفتن است و باید جدی گرفته شود.
آرمیلاریا؛ پوسیدگی ریشهٔ عسلی
آرمیلاریا روی چنار، میوه، سوزنیبرگ و حتی درختچه در خاکهای مرطوب یا باغهای قدیمی دیده میشود. نشانهٔ کلاسیک، رشتههای تیرهٔ ریزومورف زیر پوست طوقه و بوی قارچ در چوب ریشه است. کلاهکهای عسلیرنگ معمولاً در پاییز بعد از باران پای تنه ظاهر میشوند. درخت ممکن است چند سال تاج تنک داشته باشد و بعد در یک تابستان داغ یکطرفه خشک شود. قارچ از طریق ریشهٔ به ریشه و کندهٔ باقیمانده در خاک جابهجا میشود. کندن درخت بیمار بدون خارج کردن کنده و ریشههای قطور، یعنی منبع آلودگی برای نهال بعدی همانجا میماند. سمپاشی تاج هیچکدام از این مسیر را قطع نمیکند.
گانودرما و پوسیدگی ته تنه
گانودرما بیشتر روی درختان کهن شهری، چنار خیابانهای اصفهان و تهران، و گاهی کاج و اقاقیا دیده میشود. کلاهکهای چرمی، قهوهای یا براق پای تنه یا روی ریشههای سطحی ظاهر میشوند. داخل تنه پوسیدگی سفید یا اسفنجی پیش میرود تا دیوارهٔ باربر نازک شود. درخت از بیرون برگ دارد و «زنده» بهنظر میرسد، اما در تندباد یا حتی زیر وزن برف سبک ممکن است از ته بشکند. این همان جایی است که مالک میپرسد «نمیشود تزریق کرد؟» پاسخ صادقانه این است: چوب ازدسترفته برنمیگردد. مدیریت یعنی ارزیابی خطر، کاهش بادبان تاج، و در موارد پیشرفته حذف کنترلشده قبل از حادثه.

پوسیدگی ذغالی روی پسته و درختان میوه
پوسیدگی ذغالی یا زغالی با عامل ماکروفومینا در باغهای پستهٔ کرمان، رفسنجان و مناطق گرم و خشک دیگر ایران شناخته شده است و روی برخی درختان میوه هم در تنش گرما و کمآبی دیده میشود. بافت ریشه و طوقه به رنگ ذغال درمیآید و درخت در اوج تابستان ممکن است یکطرفه یا کامل خشک شود. این بیماری قارچی را نباید با شارکای ویروسی هستهداران یکی گرفت؛ شارکا بیماری ویروسی میوه است و عامل پوسیدگی ذغالی نیست. ماکروفومینا از خاک و بقایا میآید و وقتی درخت زیر تنش خشکی، شوری یا آفتاب سوختگی طوقه باشد، فرصت پیدا میکند. آبیاری منظم عمقی، پرهیز از زخم طوقه با تیلر، و حذف درخت بهشدت آلوده بههمراه ریشه، از سمپاشی تقویمی مهمتر است.
فایتوفتورا و گموز طوقه
گموز نام آشنای باغ مرکبات شمال و جنوب و باغهای هستهدار است، اما همان گروه فایتوفتورا روی چنار، سیب و حتی نهال تازه در خاک سنگین هم طوقه را میپوساند. نشانهٔ رایج، صمغ یا بافت خیس قهوهای زیر پوست طوقه، زردی تاج و مرگ درخت بعد از آبیاری غرقابی پای تنه است. در فضای سبز شهری، فوارهٔ چمن که هر روز طوقه را خیس میکند همان کار کرت غرقابی را میکند. پیشگیری یعنی طوقه بالاتر از سطح خاک بماند، مالچ به تنه نچسبد، و آب پای ساقه جمع نشود. قارچکش خاکی اگر زود و همراه اصلاح آبیاری باشد گاهی پیشرفت را کند میکند؛ وقتی کامبیوم دور تا دور طوقه مرده باشد، درخت را نمیتوان با بطری سم زنده کرد.
قارچ پای درخت یعنی هشدار، نه دکوراسیون
کلاهک پاییزه پای چنار خیابان یا اقاقیای پارک را نباید «قارچ تزئینی» دید. ظهور کلاهک یعنی شبکهٔ قارچ مدتها داخل چوب یا ریشه فعال بوده است. قدم اول، کندن کلاهک و انداختن آن در سطل زباله نیست؛ قدم اول بررسی پایداری تنه و طوقه است. صدای توخالی با ضربهزدن، پوستهپوسته شدن پوست پای تنه، مورچه یا موریانه در پوسیدگی، و شکاف عمودی، همه خطر سقوط را بالا میبرند. در درخت کنار ساختمان، مدرسه و پیادهرو باید متخصص پایداری نظر بدهد. فرکشت در چنین مواردی ابتدا ایمنی را میسنجد، بعد دربارهٔ درمان تغذیه یا هرس حرف میزند.
پوسیدگی پیشرفتهٔ ته تنه را نمیتوان با سم «درمان» کرد. چوب مرده برنمیگردد؛ یا خطر را کم میکنید، یا درخت را مسئولانه برمیدارید.
پیشگیری از زخم، آبیاری و خاک شروع میشود
- زخم هرس را کوچک و درست روی یقه بزنید؛ ته شاخه و پارگی پوست ورودی قارچ چوبزی است.
- از ضربهزدن ماشین چمنزنی و تیلر به طوقه جلوگیری کنید؛ همان زخم کوچک برای فایتوفتورا و آرمیلاریا کافی است.
- آبیاری را از تنه فاصله بدهید و غرقاب پای طوقه را حذف کنید؛ چمن تا خود ساقه نرسد.
- کنده و ریشهٔ درخت بیمار را تا حد ممکن خارج کنید قبل از کاشت جایگزین.
- در باغ پسته و میوه، تنش خشکی طولانی و شوری را مدیریت کنید تا ماکروفومینا فرصت کمتری داشته باشد.
- خاک فشرده و زهکشنشده را اصلاح کنید؛ قارچ ریشه عاشق اکسیژن کم و رطوبت ماندگار است.

جمعبندی عملی این است: تشخیص دقیق گونهٔ قارچ با آزمایشگاه و مشاهدهٔ زیر پوست طوقه قطعی میشود، اما تصمیم مدیریتی اغلب سادهتر از نام لاتین است. اگر تاج هنوز پر است و پوسیدگی موضعی است، اصلاح آبیاری، حذف بافت مردهٔ سطحی، تقویت تغذیه و پایش دورهای معنا دارد. اگر ته تنه توخالی است، کلاهک گانودرما تکرار میشود و درخت به ساختمان متمایل است، هزینهٔ سم و کود را دور نریزید. در آن نقطه مسئولیت یعنی برنامهریزی حذف ایمن و کاشت جایگزین با گونهٔ مناسب، نه امید به معجزهٔ شیمیایی. باغداری که هر بهار بدون دیدن طوقه سم میخرد، معمولاً همان درخت را دو سال بعد با هزینهٔ چندبرابر جایگزین میکند. یک بازدید پاییزه بعد از باران، ارزانترین بیمه برای چنار خیابان و پستهٔ باغ است. اگر آزمایشگاه نام قارچ را نوشت، همان نام را روی برنامهٔ آبیاری و زخمها اعمال کنید نه روی قفسهٔ سم. تکرار کلاهک در دو پاییز پیاپی یعنی پوسیدگی فعال است و باید پایداری را دوباره سنجید.



