
ریزبرگی و تأخیر جوانه در بادام و هلو کمبود روی است نه زردی آهن. در خاک آهکی نجفآباد و سامان روی تثبیت میشود؛ محلولپاشی زمستانه را بیشدوز نکنید.
در باغهای بادام نجفآباد و سامان، هلو و شلیل سمیرم، و زردآلوی خراسان و آذربایجان، هر بهار تعدادی درخت دیرتر از بقیه بیدار میشوند. برگ سرشاخه ریز میماند، میانگره فشرده میشود و نوک شاخه شکل جارو پیدا میکند. باغدار این را گاهی به سرمای دیررس میدهد، گاهی به ضعف عمومی، و خیلی وقتها به کمبود آهن. الگوی کلاسیک کمبود روی همین است: برگ کوچک، میانگره کوتاه، جارویی شدن سرشاخه، و تأخیر باز شدن جوانه. روی در ساخت هورمون رشد و در تقسیم سلولی مریستم انتهایی نقش دارد؛ وقتی در بافت جدید کم باشد، درخت از نوک فقیر میشود نه از برگ پیر. اگر این چهره با کلروز آهن قاطی شود، یک فصل کود آهن بیاثر خرج میشود و جوانه همچنان دیر باز میماند.
زردی برگ جوان آهن است؛ ریزبرگی و جارو شدن روی است
کلروز آهن در خاک آهکی ایران روی برگهای جوان دیده میشود: پهنک زرد، رگبرگ سبز، اندازه برگ اغلب نزدیک به طبیعی. کمبود روی چهره دیگری دارد. برگ جدید کوچک و گاهی باریک یا قاشقی میماند، فاصله میانگرهها کم میشود و جوانهها دیر یا ناقص باز میشوند. رنگ ممکن است سبز کمرنگ باشد اما علامت غالب اندازه و آرایش شاخه است، نه فقط زردی بینرگبرگی. هر دو کمبود در خاک قلیایی همزمان رخ میدهند، بهخصوص در نجفآباد، سامان و قطعات آهکی خراسان. درمان یکی، دیگری را درست نمیکند. محلولپاشی آهن برگ جوان را موقتاً سبز میکند اما جارو شدن و تأخیر جوانه را برنمیگرداند. برعکس، پاشیدن سنگین روی بدون نیاز، سوختگی میسازد و جذب آهن را هم مختل میکند؛ یعنی بعد از دوز بالا ممکن است کلروز آهن واضحتر شود. تشخیص از الگوی تاج شروع میشود و با آنالیز برگ در زمان استاندارد تمام میشود.
بادام روی خاکهای آهکی غرب اصفهان و سامان به کمبود روی بسیار حساس است و تأخیر بیدار شدن خیلی وقتها با سرمای بهاره اشتباه گرفته میشود. سرما گل را میزند؛ میانگره را کوتاه و برگ را قاشقی نمیکند. هلو و شلیل سمیرم و باغهای مشابه در سال پرمحصول ذخیره روی را در میوه خرج میکنند و سال بعد سرشاخه ضعیفتری میسازند. زردآلوی خراسان و آذربایجان گاهی با پیچیدگی برگ ویروسی اشتباه میشود. کمبود روی معمولاً روی شاخههای همان سال و بهصورت نسبتاً قرینه در تاج پخش است؛ بعضی بیماریها یک سمت درخت یا چند شاخه پراکنده را میگیرند. آنالیز برگ باید از برگهای میانی شاخه سال جاری در اواسط فصل رشد برداشته شود. نمونه از برگهای انتهایی شدیداً کوچک عدد را غیرواقعی پایین میآورد و باغدار را به مصرف بیش از حد میکشاند.

روی در خاک هست؛ در محلول خاک با pH بالا نیست
روی در بسیاری از باغهای ایران به مقدار کل کم نیست. pH معمولاً بین ۷٫۶ تا ۸٫۶ در قطعات آهکی فلات، عنصر را به فرم نامحلول تبدیل میکند. آهک فعال سطح ذرات را میپوشاند و فسفر زیاد — که از کوددهی سنگین سوپرفسفات در خیلی از باغهای هستهدار میآید — تثبیت را تشدید میکند. ریشه بادام و هلو در بهار زود فعال میشود و نیاز روی برای رشد شاخه و گل در همان هفتهها بالاست. اگر محلول خاک تهی باشد، علامت روی شاخه همان سال حک میشود و کود تابستانه دیر به جوانه میرسد. آبیاری نامنظم، سله سطحی و ماده آلی پایین در قطعات شنی سامان و حاشیه نجفآباد تماس ریشه با لایه تثبیتشده را بیشتر میکند. پاشیدن سولفات روی روی سطح سلهبسته، بدون جایگذاری در نوار سایه تاج و بدون آب کافی، در pH بالای ۸ همان تثبیت را تکرار میکند.
محلولپاشی اواخر زمستان؛ مصرف خاکی برای ذخیره
برای کمبود حاد و بهبود باز شدن جوانه همان بهار، محلولپاشی روی در اواخر زمستان یا تورم جوانه ابزار اصلی است. سولفات روی یا کلات روی هر دو به کار میروند؛ انتخاب به حساسیت رقم، دمای روز پاشش و سابقه سوختگی همان باغ بستگی دارد. اثر محلولپاشی روی ذخیره خاک نمیماند. اگر تثبیت ادامه داشته باشد سال بعد باید تکرار شود. مصرف خاکی وقتی معنا دارد که عنصر به نوار ریشه فعال برسد. در pH بالای ۸ پاشش سطحی سولفات بخش بزرگی از اثر را از دست میدهد. جایگذاری در سایه تاج، همراهی با ماده آلی پوسیده، و در باغ قطرهای تزریق کلات در طول آبیاری شانس تحرک را بیشتر میکند. کلات روی را با فسفر بالا در همان مخزن مخلوط نکنید. EDTA و DTPA در محلولپاشی برگ کاربرد دارند؛ در خاک خیلی قلیایی از آنها انتظار پایداری درازمدت نداشته باشید.
- محلولپاشی خواب یا تورم جوانه: پاسخ همان بهار برای ریزبرگی و تأخیر بازشدن.
- محلولپاشی پس از تشکیل میوه: کمک به ذخیره سال بعد؛ دوز را پایین نگه دارید.
- مصرف خاکی پاییز یا اوایل بهار در نوار ریشه: اصلاح ذخیره، نه نجات همان هفته.
- فسفر سنگین را در همان نواری که روی میدهید تکرار نکنید.
دوز بالا کمبود را سریعتر درست نمیکند
وسوسه بعد از دیدن سرشاخه جارویی این است که دوز را دو یا سه برابر کنند. روی بیش از حد برگ را میسوزاند، جوانه را خشک میکند و جذب آهن و منگنز را به هم میزند. در هلو و شلیل پوست نازکتر است و سوختگی زودتر دیده میشود. محلول را در هوای خنک، با پوشش یکنواخت و بدون تکرار پشتسرهم در همان هفته بپاشید. اگر سال قبل محلولپاشی کردهاید و امسال علامت خفیف است، اول برگ را اندازه بگیرید؛ تکرار دوز بالا لازم نیست. برنامه یکبار مصرف و فراموشی در خاک آهکی پایدار نیست، اما پاشیدن ماهانه روی هم درخت را خسته میکند. پایش برگ هر دو سال یکبار حداقل کار است. هرس شدید هلو و شلیل شاخه پرپشت میسازد؛ اگر روی کافی نباشد همان شاخهها جارویی میشوند. این را به حساب کمبود نگذارید تا عدد برگ را ندیدهاید.
اگر هلو هر سال دیر بیدار میشود و برگ سرشاخه شبیه قاشق کوچک میماند، اول روی را اندازه بگیرید. کود کامل بدون عدد این الگو را عوض نمیکند.
- ریزبرگی و تأخیر جوانه را از سرما، ویروس و کلروز آهن جدا کنید.
- آنالیز برگ در زمان استاندارد؛ نمونه از برگ میانی شاخه سال جاری.
- برای همان بهار: محلولپاشی سولفات روی یا کلات در اواخر زمستان یا تورم جوانه.
- برای ذخیره: مصرف خاکی در نوار ریشه با نگاه به pH و فسفر.
- دوز را بالا نبرید؛ سوختگی و تداخل با آهن از خود کمبود گرانتر است.
کمبود روی در بادام، هلو، شلیل و زردآلو از شایعترین کمبودهای پنهان باغهای آهکی ایران است. علامت از جوانه و برگ جدید شروع میشود چون روی در گیاه کمتحرک است. تثبیت در pH بالا علت اصلی است، نه لزوماً فقر مطلق عنصر. محلولپاشی کمبود همان فصل را مدیریت میکند؛ مصرف خاکی درست تکرار سالانه را کم میکند. زیادهروی همانقدر خسارت میزند که نادیده گرفتن. فرین کشت تابان در برنامه هستهداران روی را جدا از آهن میبیند و زمان محلولپاشی را به تورم جوانه گره میزند.



